دوستم با یکی آشنا شده همسایه شونه . یکسال بود عاشقش بود....
بلاخره باهم اشنا شدن دوست شدن
پسره اوایل دویستیشون همش از ازدواج این چیزا حرف میزد .
بعد من دوستم چون تازه طلاق گرفته بچه ام داره
اصلا به ازدواج فکرم نمیکنه تازه استرسم میگیره بخاد دوباره بره تو زندگی زناشویی
چند بارم به پسره گفته من فعلا قصد ازدواج ندارم رابطمون در حد دوستی میخام باشه ....
بعد حالا پسره هی قهر میکنه .... به بهانه هایه الکی .... تیکه میندازه.....زیااد ..... به دختره..... اوندفعه به دوستم گفته منم بگیرت نیستم. منتظر من نمون الکی ..... یا گفته هروقت یه شوهر کردی با یه شوهره ساده ازدواج کن بتونیم به دوستیمون ادامه بدیم .... دوستمم سر این حرفش چند روز باهاش قهر بود که چرا شوهر کردن من اینقدر برات مهمه ....
بعد پسره درون گرام هست خییلی جلویه دوستم اصلا حرف نمیزنه ..... ولی دوستم خیییلی پر انرژیه بگو بخنده
هربارم قهر میکنن دوسته خنگم اول میره سمتش
چه دلیلی داره بیچاره دوستم یکسالم بود روش کراش بود ازون ورم همش عصبیش میکنه نمیتونه بیخیالشم بشه