اگه کامل ندیدید نخونید سوالمو که اسپویل نشه براتون...
چی شد که خسرو تصمیم گرفت کارخونه بابای دختره اعلامیه بذاره؟
اونجاشو نفهمیدم که با چه انگیزه ای اینکارو کرده؟
اخه شب که داشت به دوست ساواکیش تعریف میکرد کارخونه بابای شیرین پر اعلامیس...یجور داست وانمود میکرد که پشیمون شده به دوستش گفته و مثلا از دهنش پریده و دوست نداره باباهه گیر بیوفته و شیرین اذیت بشه...
بعد فرداش هم که رفت برداره اعلامیه هارو؛ پس اصلا چرا از اول گذاشته بود؟؟؟؟