2777
2789
عنوان

مهمونی خونه مادر شوهر و قهر

236 بازدید | 11 پست

سلام دوستان فردا سالگرد پدرشوهرمه خونشون دعوتیم مشکل اینجاست که الان ما یک ساله با برادر شوهر بزرگم قهریم یعنی بین شوهرمو داداشش دعوا شده بود (سر ارث) بعد برادر شوهرم حرفایی که من و جاریم به هم زده بودیم جلوجمع گفته بود تو همشم منو بد جلوه داده بود تازه در مورد طلاق خواهرم گفته بود فقط جاریم میدونست منه ساده درد دل کرده بودم بعد از اون حتی تو کوچه می‌بینیم همو سلام نمیکنیم الان فردا اونجا نمیدونم چیکار کنم که اعصابم خورد نشه یا استرس نگیرم از الان فکرم درگیره به نظرتون چه رفتاری داشته باشم با جاریمم کلا حرف نمیزنم از پارسال چند بار مادرشوهرم دعوت کرده ما نرفتیم ولی اینا رفتن این سری نمیشه نریم مامانش ناراحت میشه خیلی

کلا ندید بگیر انگار غریبه اس

اون کسایی که یروز مرحم زخمشون بودم با گریهاشون گریه با خندهاشون میخندیدم /اون کسایی که برای پناه و فرارشون سنگرشون شدم / اون کسایی که براشون دفاع کردم /کسایی که بهونه گرفتن و ازم دورشدم برای دردام/یادتون باشه دیگه نه مرحمتون میشم  نه سنگرتون                                                             ☝️نه خودتونو میخوام نه دوستیه خاله خرستونو ☝️                                💎💍💎                                        تو همون سنگر دشمن لیاقتتونه 🤘

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اوه چه شرایط سختی 

خیلی بده واقعا 

درکت میکنم 

فقط کلا نیگاش هم نکن 

این باعث میشه اعتماد به نفست ثابت بمونه 

چون با نیگا کردن بهش احتمال اینکه فکرتو درگیر کنه هست 

پس تمام تلاشمو بکن که نادید بگیریش

روز بد زندگی من   😔😔😔😔            لطفا اگه خوندی دوس داشتی ی فاتحه ی صلوات یا حتی خدا بیامرزی بده                           ۲۵اسفند۱۴۰۱ بود روز تصادف بابای مهربونم بدتر از اون روز ۵فروردین ۱۴۰۲شد روز اسمونی شدنش دورت بگردم مهربون بابای من هنوز جوون بودی چرا نمیتونم باور کنم که نیستی چرا....

عزیزم منم با کل فامیل شوهر قط رابطم ب جز مادر شوهر پدر شوهر بعد هر وقت میبینمشون خونه مادر شوهرم اصلا بهشون محل نمیدم اصلا انگار ک اونجا نیستن خیلی خیلی سرسنگینم باهاشون ن بلند میشم سلام کنم بهشون ن خدافظی هیچی 

خواهر شوهرام خیلی خوبن ۲ تا برادر شوهر دارم یکی از یکی عتیقه تر

منم خواهر شوهرام بدک نیستن ولی برادرشوهرام وای حسود خودشیرین .همیشه میگم انشالله یکی مثل خودشون باهاشون رفتار کنه که بسوزن تو کاراشون

آدم قطع بود با جاری دردو دل کردی

تو رو خدا اینقدر نگین چرا انقدر تاپیک تکراری میزنی.من نه نویسنده ام نه مغزم کشش داره هر دفعه یه چیزی بگم فقط مشکلم رو میتونم یه بار بگم🙈👈دختر کوچولوم ۹ سالشه تشنج کرده وقتی ۶ ماهش بود و اون تشنج بدون تب کرد رو نغزش خیلی اثر گذاشته خیلی براش ناراحتم جیگرم خون💔  دعا کنید خوب بشه🍀🍀🍀🍀🍀بعضیا میگن چرا میگی بچه دومتم دختر باشه.دوستان دوست دارم بچه ام دختر باشه چون خودم خواهر ندارم و خانواده هم ندارم زنداداشام خیلی نامهربانن دلم میخواد دخترم یه خواه  دلسوز داشته باشه مثل دوروریام که خواهر دارن غم خوارشون هستن و مثل من بی کس نیستن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792