اصلا چطوری بهش بگم؟
ـ از روز خواستگاری تا آشناهی تا دوران نامزدی تا الان داد دخترم رو زدم مدام گفتم دخترم برام مهمه
آقام مدام میگفت خودم حواسم هست و خودم درکت میکنم خودت اذیت نکن درست میشعـ
من هیچ پولی نداشتم خانواده خوبی نداشتم ک پشتم باشن ب خاط این با کسی ازدواج کردم ک خیلی اعتماد دارم بعش
همسرم هم ازدواج دوممش هست با کسی ازدواج کرد ک بعش خیانت شد و ترس ازدواج داشت نه سال مدام مجرد بود تا خانوم زتدگیش انتخاب کنه و خیلی خیلی سخت پسند بود
البته این ها صحبت های همسرم هست
هرکسیو بهش معرفی میکردت قبول نمیکرد تا این که مامانش منو ببینه با توجه ب صحبت هی پسرش ک چنین زنی میخاد ک چ اندام و چه چهرای داشته باشه
خلاصه شب خواستگاری منو دید این آقا اینقدر خجالتی بود ولی بازم دوست داشت شب خواستگاری ادامه دار باشه مامانش میگف سجاد بریم سجاد میگفت صبررکن ده دقیقه دیگه میریم
چون محو من بود