2777
2789
عنوان

چقدر جامعه خراب شده خدایااااا

| مشاهده متن کامل بحث + 976 بازدید | 79 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

پلاک شو برداشتی زنگ بزن پلیس بخاطر مزاحمت و حرکت های زشت براش پیام میره

قشنگترین نصیحت زندگیمو عمم بهم کرد: گفت جوری زندگی کن که من فوش نخورم😐😂                                                         الان ۱۴۰۳/۵/۱ در سخت ترین مرحله زندگی هستم دلم میخواد وقتی که از این بُرهه ی سخت زندگیم عبور کردم وقتی که این امضامو دیدم بگم دیدی گذشت هرچند سخت ولی گذشت و ارزش اینهمه بغض و گریه،بیخوابی، استرس زیاد، فکر و خیال، ریزش مو،پوست کدر،چشمای پف کرده و گود،و از همه مهمتر افســردگی رو نداشت نداشت و نداشت.
منم به فروشنده گفتم تخفیف بده دیدم خندید و دست گذاشت اونجاش

اینا خودشون خانواده ندارن، خواهرتون نمیره بیرون خرید 

وای اعصابم خورد شد😐

ترسناکترین گم کردن، گم کردن خودته... من خودمو گم کردم دعا کنید بتونم پیداش کنم

اینا حال بهم زن و مریضن یادمه زمان ک دبیرستان میرفتم مدرسه ما تو یه کوچه ای بود ک یکی از ساکنین اونجا اقایی بود تا متوجه میشد دخترا تعطیل شدن لای در الت،شو درمیورد و نشون میداد ب دخترااا😑😑😑😑😐😐😐😕😕😕یعنی کار هرروزش همین بود خاک برسرش کنن

مریضن 

من یه بار دانش آموز بودم صبح تو راه مدرسه یه پسره پژویی حینی که داشتم راه میرفتم بهم تعرض کرد 

نمیدونم چه مرگش بود انگار مست بود برگشتم هر وی فحش خواهر مادر بود بهش دادم بعد با خنده و هر هر و کر کر سوار ماشینش شد رفت 

تا خود مدرسه دویدم و گریه کردم خدا ازش نگذره 

وانمود میکردی داری ازش فیلم میگیری تا خودشو خراب کنه مردک عوضی 

وقتی تو تاپیکی پست میزارم مخاطب صحبت من استارتر تاپیکه ، نه شخص دیگه .پس لطفا نظرتونو به دیگران تحمیل نکنید فضولای روانی🤣 حالا ریپ بزن تا بترکی اصلا اعلانمو نگاه نمیکنم

اینا حال بهم زن و مریضن یادمه زمان ک دبیرستان میرفتم مدرسه ما تو یه کوچه ای بود ک یکی از ساکنین اونج ...

جلو مدرسه ما هم یه مردکی میومد در ماشین رو باز میکرد اونجاش رو تو دست میگرفت بعد که دخترا تعجب میکردن و میترسیدن اون کیف میکرد میخندید 


مریضن من یه بار دانش آموز بودم صبح تو راه مدرسه یه پسره پژویی حینی که داشتم راه میرفتم بهم تعرض کرد ...

من دبیرستانی بودم صبح جمعه داشتم میرفتم آزمون بدم شوفر شهرداری گذاشته بود دنبالم 

من میدویدم اونم پشت سرم می‌دوید🤣🤣🤣

وقتی تو تاپیکی پست میزارم مخاطب صحبت من استارتر تاپیکه ، نه شخص دیگه .پس لطفا نظرتونو به دیگران تحمیل نکنید فضولای روانی🤣 حالا ریپ بزن تا بترکی اصلا اعلانمو نگاه نمیکنم

منم چند وقت پیش داشتم میرفتم مغازه پروتئینی یه زنه با چادر و صورت پر عمل و ژل جوری که از چهرش وحشت کردم به مغازه دار با خنده گفت به من که رایگان میدی دیگه مردم گفت اگه بیای فلان جا اره و گرفت و رفت 

همجا از اینجور ادما پیدا میشه انقدر بعضی از زنا خودشونو سبک کردن هار شدن

به بهشت نمیروم اگر شیر کاکائو آنجا نباشد☕️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792