2821
2789
عنوان

نمیدونم

62 بازدید | 9 پست

شوهرم از سر کار اومد با خوشحالی گفت یه خبر خوب دارم هزارتا فکر خوب تو صدم ثانیه از ذهنم گذشت هیجان زده و بی قرار پرسیدم واقعا چی؟

گفت مادرم فرش خریده 

انگار از طبقه دهم یه جا پرت شدم پایین.الان حالم بده دوست دارم گریه کنم انگار ذهنم خالی شده دست خودمم نیست واقعا 

نمیدونم این حالم طبیعیه یا نه؟


راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چون شما از خرید فرش مادر شوهرت ناراحت شدی شوهرت از خرید فرش مادرش زیادی ذوق کرد.

منظورمو درست متوجه نشدی من از خرید فرش ناراحت نشدم تو ذهنم منتظر یه خبر خوب درمورد زندگی خودمون بودم نه فرش خریدن مادرشوهرم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز