امروز با مادر شوهرم بیرون بودیم و بگذریم بهم گفت برادر شوهرم به دختری رو دیده و خوشش اومده و پا فشاری میکنه میگه ما نمیخوایم رسم هایی که سر تو انجام دادیم سر اونا انجام بدیم به برادر شوهرم گفتن هر رسمی بوده امیر حسین یعنی شوهر من انجام داده گفت حواست باشه اگر پرسیدنی از تو شد اینو بگو گفت هرچی برات خریدیم و ... کسی خواست از زبونت بکشه بگو شوهرم خریده شوهرمم امروز گفت انگار حتی برای خواستگاری دختره هم ناز میکنن و گفتن ما رسم طلا بردن نداریم برادر شوهرم هرچی داره خودش خرج میکنه به ما خونه دادن پول نمیدهیم ولی گفت ازت میخوام هرکسی پرسید بگو اجاره میدیم برادر شوهرم بنده خدا بیکاره این دختره هم دوسش داره من اصلا کار ندارم به من ربطی نداره من همیشه سکوتم از درونم بدم میاد چه کنم؟ دانم نمیخواد فکر کنه من چشم به گوشم مامانم میگه کسی پرسید بگو خبر ندارم از امیر حسین بپرسید من کلا همیشه میگم خبر ندارم خوبه ؟
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.