عمه من ۴۷ سالشه پدر مادرش فوت شدن پیش زن داداش زندگی میکرد خیلی اذیتش میکردن با یه اقایی که ۱۲ سال ازخودش بچه تر بود ازدواج کرد اون سه تا بچه داشت دوتاش پیش این بودن پنج سال باهاش زندگی کرد ارازل اوباش به تمام معنا بود اواخر معلوم نبود چی مصرف میکرد عمم اومد قهر خونه پدرم موند ۶ ماه و درخواست طلاق داد خیلی عممو اذیت کرد با زن قبلیش در ارتباط بودجلو عمم عکسشو میبوسید و بش میگفت عاشقشم کارهای عمم رو روال افتاده بود پرونده ها رای و به این دادن شوهرش با پدرم دعوا کرد با چاقو خش انداخت صورت پدرم جلو در دادگاه صورت پدرم خونی شد ازش شکایت کردن دوربین های اونجا گرفته بود دعوارو پرونده دعوا به نفع پدرم بود ۶ ماه زندان برای شوهر عمم اومدیه پرونده دعوای دیگم داشت همونم مثل پدرم صلاح سرد کشیده بود رو طرف تا که یه روز دوماه پیش خبر اومد مرده از این ور اونور خبر رسید خودکشی کرده و قرص برنج خورده فقط هارتو پورت داشت ولی عرضه نه از پس مشکلاتش بربیاد الان عمم خونه پدرمه یه خواستگار براش اومده طرف ۶۰ سالشه سه تا دختر داره دوتا ازدواج کردن رفتن یدونش نامزد داره پسرش سربازیشو داره تموم میکنه و براش دارن نامزدی میکنن یعنی کسی دیگه باهاش زندگی نمیکنه کارش خوبه حقوق بازنشستگی داره ماهی ۱۵ تومن درحال حاضر کار میکنه روی یه ماشین الات روزی سه تومن کار میکنه به عمم گفته حقوق بازنشستگی میزنم به اسمت خونه و وسایل کامل میخرم برات یه سرویس طلا ۱۴ سکه مهریه و یه سفر کربلا
الان عمم نمیتونه تصمیم بگیره کلا عمم حتی نمیتونه یه لباس بخره مثلا من باش برم هی میگه به سلیقه خودت یکو برام بردار
کلا وزه اس شما بودید چه تصمیمی میگرفتید ؟
ا