خانوما ماملنم شهرستان تنها زندگی میکنه
تازگی مادربزرگم فوت شده
مامانم محبوره از بابابزرگم نگهداری کنه دو روز در هفته
خیلی روحیه اش داغون شده
حالش بده هر وقت زنگ میزنم گریه کرده از صداش معلومه
منم یه شهر دیگه ام
نمیدونم براش چیکار کنم
دیروز همش میپرسید مادربزرگ شوهرت خوبه حالش سالمه؟
قشنگ معلوم بود یاد مامان خودش افتاده چون مامانبزرگ من از مادربزرگ شوهرم خیلی کوچیکتر بود ولی متاسفانه زودتر فوت کرد
چه دنیایی بود همه دلخوشی ها رو از مامانم گرفت
خیلی پیر و لاغر شده نمیدونم براش چیکار کنم
خودمم نمیتونم برم شهرستان بمونم چون تا دو روز میرم شوهرم دوستاشو میاره خونه سابقه خیانتم داره دیگه حوصله یه جنجال جدیدو ندارم