خواهرم با دخترهاش و شوهرش میخوان دو ماه از پس فردا برن کانادا
این تا شنید بغض کرد من گفتم بهش زشته تو بزرگ شدی هر کسی زندگیش فرق داره
و بعد با پدرش صحبت کرد که منو حداقل داخل ایران یه مسافرت ببر
باز دیشب به مادر بزرگش گفت من اعصابم خرد شد شنیدم اونا میخوان برن بعد ما پول نداریم
باز بهَش گفتم کارت اشتباهه مقایسه میکنی
اونا مامان و بابا شون همش سر کارن تو اونو نمیگی هیچ جا نمیرن یا چقدر از باباشون میترسن
اونا ۱۳ ساله ۱۷ ساله هستن
شما کمکم کنید چی کار کنم