نه قطعا نمیشناسه چون من مامان یکی از نوزادان بودم و اون قسمت بعد ۵و نیم سال خیلی اومدن و رفتن
تو اوج کرونا چه شب های سختی اونجا تنها بدون همراه داشتم
بچم تو دستگاه بود
زایمان زود رس بودم
شیر نداشتم
از لحاظ روحی تحت فشار بودم
و ایشون چقدر مادرانه منو کمک میکردن
یادم نمیره بهم گفت برو فقط تا صبح تو اتاق مادران بخواب من خودم بچت را حواسم هست فقط شیر یکم بدوش بزار یخچال و برو
یکبار هم بهم گفت نصف روز برو خونه دوش بگیر یکم ریلکس کن و برگرد
خیلی دوستش داشتم
من حتی اسم دکتری که بچم را بدنیا آورد یادم نمیاد ولی ایشون و محبت هاشون را نمیتونم فراموش کنم
موفق باشی عزیزم
امیدوارم شما هم با توجه به رشته اتون توی کارتون با حوصله و با محبت باشید که اسمتون تو ذهن آدم هایی که میاند و ميرند سالها حک بمونه
اونجا به کاراموزها سخت میگیرند کم نیار
من دو هفته بستری بودم
چون شرایط کرونا بود همراه نمیذاشتن بیاریم
هر یک کاراموزا بطور چرخشی مسئول کنترل زنان باردار بستری میشدن
چه شب هایی که با خانم های کار آموز گپ نمیزدیم خیلی هاشون پشیمون میشدن از رشته پزشکی و منتظر بودن فقط این دوره کار آموزی تموم بشه
قطعا شرایط کرونا یکم براشون کار را سخت کرده بود