شوهرم مارو مسافرت نمیبره و بگی میگه من اهل مسافرت نیستم. (ولی خودش حداقل سالی یه بار مجردی با دوستاش درحد یکی دو روز باشه میره) دیشب حرف فامیلشون بود که حدودا ۱۲ نفری به امید خدا رفتن مسافرت کلی شهرها رو برن و ... تو خونه حرفش رو زدیم و من یکم سئوال پرسیدم...آخرش شوهرم گفت : تصادفات خیلی زیاد شده ؛ من حرفش رو قطع کردم و گفتم ؛ آره برای ما زیاد شده وگرنه مردم که راحت میرن مسافرت. بهش برخورد گفت تو چرا به خودت گرفتی... رفت تو قیافه... موقع ناهار هم فقط گفتم برای علی؛مثلا اسم پسرم؛ یه تیکه ته دیگ نگه دار دوست داره بچم( چون پسرم اشتها نداشت گفت یهکم بعد غذا میخورم) گفت بلد نیستی حرف خوب بزنی. من گفتم یعنی بگم یکم ته دیگ برای بچه بزاری حرف بدیه؟ گفت نه. دو لقمه خورد و رفت کنار. حالا هرچی گفتم تو که چیزی نخوردی ..گفت من اشتها ندارم. رفت تو قیافه و الانم رفته بیرون.
حالا خدا وکیلی؛ کارش درسته؟ که من جرئت ندارم یه کلمه باهاش حرف بزنم؟ شوهر چندنفرتون همچنین رفتاری داره؟