2777
2789

شاغلم و چند مسیر با خونه ی مادرم فاصله دارم

چندین ساله ی خونه ی پدرشوهرم زندگی میکنم البته ناگفته نماند خودشون تو این ساختمون نیستن خونه یه خوابه است.کرایه هم نمیگرفتن

بخاطر رفت و آمد با بچم به خونه ی مادرم روزایی که سرکارم خیلی اذیت میشم چون شوهرم نیست و خودم میبرم میارم.

الان مستاجر بابام رفته میگن دوست داری بیا بشین طبقه پایین ما.کرایه هم نده.هرچند که می دونم به کرایش احتیاج دارن.


شوهرم زیاد راضی نیست ولی خب اگه بخوام دوباره بچه بیارم دهنم سرویس میشه

نرو اصلا

من مادری‌ام که روزی خونه‌اش از صدای بچه‌هاش گرم بود، اما حالا بدون حضور دائمی‌شون زندگی می‌کنه.از همسر اولم جدا شدم، حالا در کنار همسر جدیدم مسیر تازه‌ای رو شروع کردم…بچه‌هام رو می‌بینم، از دیدنشون محروم نیستم— اما درد من، فقط ندیدن نیست…درد من اینه که نمی‌تونم هر روز، هر لحظه، مادری کنم همون‌جوری که دلم می‌خواد.مادری، فقط به اسم و دیدار نیست… به لمس لحظه‌لحظه‌هاست.و من هنوز مامانم، با تمام جانم.لطفاً اگه داستان زندگی‌مو کامل نمی‌دونید، با قضاوت یا نگاه سنگین، زخم تازه نزنید.گاهی یه مادر، بچه‌هاش رو داره… اما هنوز دلش واسه مادری کردن تنگه:)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خانواده خودم با محلاظه ان ولی شوهرم به شددددت حساسه

خب دیگ بخاطر اخلاقای شوهرت نرو

چون. بعدا همین رفت و. امد هم قطع میشه

شوهر منم خیلی حساسه 

اگه بخام خودمو توصیف کنم میگم ✓چال گونه خال لب گیسو کمند ابرو کمان♕

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز