شوهرم از صبح تا شب سر کاره شب هم میاد سرش تو گوشی و فیلم دیدنه اگه اون اخر وقت وقتی داشته باشه یه لحظه میاد نیازشو رفع میکنه میخوابه الان 4ماه ازدواج کردیم امشب جامو جدا کردم دیگه کلا میخوام قیدشو بزنم مثل دوتا همخونه زندگی کنیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مریضن اونموقع که دوست و نامزد بودیم یه دقیقه بدون من تحمل نمیکرد دو ساعت رانندگی میکرد تا بیاد شهرمون منو نیم ساعت ببینه از وقتی ازدواج کردیم اینجوری هار شده
شوهر منم همینه یا سرکاره یا سرش توگوشیه حتی پنج شنبه جمعه هام سر کاره،حتی میگم بچتو بغل کن میگه انقدر غر نزن سر من انقدر به من کار نده اومدم استراحت کنم😳بغل کردن نوزاد خودشو کار میدونه!!!
اینم فکر کنم بعدا همینجوری بشه اخه این چه زندگیه خستم دیگه
منم خیلی خستم مخصوصا اینکه بارداری سختی داشتم و بستری بودم بچه هم بستری شد کلا مغز و اعصابم نمیکشه دیگه اینم خودشو زده به نفهمی سر مادر پدرسگشو بخوره با این تربیتش