امشب ب مناسبت اینکه نامزدِ خواهرشوهرمم اومده اینجا خاله ی شوهرم هممون رو دعوت کرد ، بعد خواهرشوهرم و نامزدش فعلا صیغه ی محرمیت خوندن ، کنار هم نشسته بودن میوه پوست میکندن واسه هم ، من پیش خاله ی همسرم اینام بعد شوهرم پیام داد پاشو مریمو(خواهرشو) بلند کن ببرش کنار خودت خیلی چسبیدن ب هم 😂بعد این هیچی من نوشتم ب من چه مادرت یا پدرت باید بگه ول کن مهمونیو واسه خودت کوفت نکن محرمن ، بعد خواهرشوهرم الان اومده میگه منو نامزدم بریم یه دور بزنیم یساعتدیگه برمیگردیم هوا خوبه ، شوهرم گف ن کجا بشینین باهم میریم یکی دوساعت دیگه ... صیغه محرمیت خوندن ایرادی نداشت از نظرم شاید دلشون میخواست برن خلوت کنن باهم.. ب همسرم بگم ولشون کن بزار برن؟ یا خودمو قاطی نکنم؟
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
خانمهای متاهل و مادران پسرهای جوان از زیبایی ، کمالات ، اشپزی و ......هیچ زنی جلوی همسر و پسرتون تعریف نکنین به خصوص خانمهای متاهل همسر شما جذب تعریف جنس مخالف می شوند و ضررش توی زندکی خودتون هست ....مادران هم تعریف نکنین چون پسرتان از همان ابتدا حس ازاد بودن راجع به این مسئلع پیدا می کنن .....با تشکر از شما عزیزان🌻🌻🌻
نه اصلا هیچی نگو من بعد ۱۳ سال زندگی یاد گرفتم نه خوبشونو بخوام نه بدشونو چون به وقتش برسه شوهرم که ...
هزارتا لایک
امروز1404/۳/۱۱خیلی درمونده و افسرده ام ولی امیدم به خداست از خدا میخام یه نگاه ویژه به زندگیم بکنه که بگم خدایا شکرت نتیجه صبرمو بهم دادی.امیدوارم چند وقت دیگه که به امضام نگاه میکنم با خودم بگم چه روزای بدی بود خداروشکر گذشت... خدایا همه چیزو سپردم به خودت نذاری اون اتفاق بیوفته 💔😭