بچه ها
من دو سال پیش با یکی دوست شدم که رابطمون خورد بهم بماند...حالا مدتیه دوباره برگشته میگه من تا دو_سه سال دیگه میتونم باهات ازدواج کنم الان شرایط کاریم ثبات نداره دارم درس میخونم راست هم میگه، میگه تا موقع عقدمون من طاقت ندارم
خلاصه اصرار داره من فقط میخوام با تو باشم اینو بفهم من نیاز به رابطه دارم در هر حدی خودت بگی فقط دستم بزنی کافیه برام من دو_سه سال نمی تونم صبر کنم فقطم میخوام با تو باشم به تو حس دارم ولی اگه قبول نکنی مجبور میشم با یکی دیگه نیازگو برطرف کنم...ازش پرسیدم اگه قبول نکنم میری گفت نه ولی توقعی ازم نداشته باش ممکن هم هست رابطه مو باهات کمرنگ کنم وقتی با یکی دیگه س دارم
خلاصه هر کار کرد من زیر بار نرفتم گفتم میخوای بیا خواستگاری الان شرایط نداری صبر کن به وقتش من تا باهات عقد نکنم کاری نمیکنم و قبول نکردم دو روز منو دیوونه کرده
به نظرتون کار درستی کردم نظر شما چیه؟
من خیلی دوستش دارم خیلی زیاد نمیخوام از دستش بدم منو کرده لای منگنه از یه طرف نمیخوام اینکار کنم هم احساس گناه می کنم و اعتقادات خودمو دارم و از عواقبش میترسم اگه ول کرد چی اگه وابسته تر شدم چی هم اینکه اگه قبول نکنم حالم بد میشه وقتی میگه با یکی دیگه رفع نیاز کنم الان من چکار کنم تو این حس بد گیر کردم