کلا اخلاقم اینه با کسی صمیمی نیستم
فقط دوتا دوست صمیمی دارم
خواستگاری داداشامم نرفتم کلا دخالت نکردم ..عروسی یکیشونم نرفتم اون یکیم در حد یک ساعت دل خوشی ازین داداشای ناتنی ندارم ..گفتم به پدر و مادرم هرچی شد به من ربطی نداره نه کسی رو معرفی میکنم نه کاری با زندگیتون دارم فردا روز مشکلی بینتون پیش اومد پیش من گله نکنید مشکلات خودم برام بستمه ....نمیخوام مشکل جدید به مشکلاتم اضافه بشه
یکی از زن داداشام دیروز داشت راجع به من نظر میداد یه جورایی یکم باهاش تند صحبت کردم یکم گریه کرد ....و بهم گفت اخلاقت بده
من فقط میخوام برا خودم زندگی کنم نه کسی به کارم کار داشته باشه نه من داشته باشم ..ولی دیگران درک نمیکنند همش سرشون تو زندگی منه من مستقل بشم نمیخوام ریخت هیج کدومو ببینم
البته پدر و مادرم ادمای خوبی هستن ولی بقیه رو نمیخوام ببینم