تایم کاری همسرم خیلی زیاده و از عصر تا ۳ شب هست
وقتی هم میاد کلا میخوابه و برای غذا بلند میشه و نهایتا نیم ساعتی بچه رو نگه داره
خونواده هامون هم از حضور بچه فراری اند و اعصاب ندارن و حتی دعوتمون نمیکنن و یا وقتی خودمون میریم یجوری تا میکنن که زودتر برگردیم خوتمون
با اینکه بچه ام خیلی آرومه و جیغ و گریه اصلا نمیکنه. ففط موقع خواب، محیط کمی باید آرومتر باشه همین. که برای همین هم من اصلا گیر نمیدم چون خونه اوناست و اگه وجدان داشته باشن خودشون رعایت کنند.
توی خونه هم خییییلی حوصله ام سر میره و افسردگس گرفتم
دخترمم تقریبا از عصر که بخوابه نزدیک اذان مغرب بیدار میشه و بخام ببرمش بیرون، خونمون آخر کوچه است و همه میگن با بچه تنها بیرون نرو ممکنه خدایی نکرده بدزدنش و...
نمیدونم چجوری این ایام دو طی کنم تا موقعی که بچه به حرف بیاد و حرف بزنه و قشنگ راه بره و متوجه حرفام بشه و فقط دستشو بگیرم
کلافه شدم