2777
2789

لم داده به کاناپه رنگارنگ و براق در گوشه اتاق مجللش، چشمان ذاتا وحشی ام که با رگه ای از طعنه برق میزد، ظاهر با شکوه خانم با کلاس مقابلم را به خود گرفت.

قدش کمی بلند تر شده بود و چشمانش، حالا در آن دو تیله کهربایی که روزگاری آیینه محبت خواهرانه بودند چیزی جز غروری کهنه نمی‌توان یافت.

_چقدر..غیر منتظره.هیچوقت نمیتونستم تصور کنم روزی شریک جرم پاکدلم به چنین خودخواه متکبری تبدیل بشه.

آرنجم را روی میز گذاشنم، تلاشم برای پنهان کردن پوزخند همیشگی ام بیشتر از چیزی که در نظر گرفتم ضایع بود.

+آره، من عوض شدم..ولی تو عوضی شدی، خواهر.

صدایش هنوز همان بود، اگر تیزی زبانش را فاکتور میگرفتم می‌توانستم بگویم در این مورد تغییری نکرده بود.همان صوت شیرین آمیخته به کمی ناز‌.

  چشمانم روی وسایل اتاق مقابلم که از کل زندگی ام گران تر به نظر میرسید چرخید.

_من عوضی شدم، انکارش نمیکنم.اما این خوبه، میدونی..فقط اسمش بد در رفته.هر چیزی که دارم از سگ دو زدن خودم بدست اومده..حتی این پارچه پاره پوره تنم که به سختی میشه اسمش رو گذاشت لباس.

با تمسخر زمزمه کردم، بی توجه به گرفتگی ناگهانی صدایم که ناشی از یادآوری خاطرات تلخ بود.چشمانم روی صورتش ثابت شد،حالتی تلخ جایگزین طعنه در چشمانم شد.

_میبینم با پارس کردن برای اون حرومی هایی که کودکی مون رو از ما گرفتن خوب زندگی ای درست کردی...بوی خون میدن، نه؟

واضح بود که با موفقیت توانسته بودم روی اعصاب همزاد رواقی ام پیاده روی کنم.سرش با سرعت به سمت بالا پرت شد، لحظه ای فکر کردم نکند گردنش بشکند.نگاه وحشی اش حالا منعکس کننده چشمان خودم بودند که روی زمین فرود آمدند.

حالا آن پوزخند سرکش نفوذناپذیر عملا گوشه لبم را کشیده بود در حالی که با آهستگی عمدی ایستادم.قدم هایم را به سمت صندلی اش، که الحق خوب ترکیبی به فضای این اتاق قصر مانند میداد، برداشتم.پشت سر او، دستان چابکم روی قسمت بالای صندلی طلایی اش نشست،خم شدم تا روی گوشش زمزمه کنم.

_به من نگاه کن.

بعد از همه چیزهای رازآلود بین مان گستاخی بود که از او نگاهش را بخواهم. و او نیاز نکته ای پررنگ را از یاد برده بود، من گستاخ تر از این حرف ها بودم.

_روشنم کن که حسود بودنت فقط یه سوء تفاهمه.. میدونی، این روزها زیبایی آبجی کوچیکه از پری محبوب شهرک پیشی گرفته.

گوشه چشمانم چروک شد در حالی که متوجه چرخش چشمان کهربایی اش شدم.

خونسرد، محکمتر به پشتی صندلی تکیه داد، یک دستش با ظرافت بالا رفت تا صورتم را در نزدیکی اش پس بزند در حالی که نگاهش به جلو متزلزل نشد.

+خفه شو، رذل حقیر..حتی اگه پشت سرم چشم داشتم از قصد کورش میکردم تا اتفاقی چهره نحست رو نبینم.

دستش به سمت دامن سرخ بلندش رفت تا با خود شیفتگی مرتبش کند در حالی که بلند میشد،موهای بلند طلایی اش، متضاد با تاریکی موهای من، دور فرم قد بلندش ریخته بود.

پوزخندم عمق بیشتری گرفت در حالی که با احترام تمسخرآمیز قدمی به عقب برداشتم، ظرف آب روی میز کوچک کنارم را بالا بردم و تا ته سر کشیدم.

_خوبه.

بیخیال ظرف را به گوشه ای انداختم و آستینم را روی لبانم کشیدم.

برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

خیلی زیباست 

اما بعضی جاها زیادی اغراق کردی و بعضی جا ها خیلی خودمونی 

کع این ایراده

اما این تضاد ب تصویر کشیدن زیبایی و زشتی خیلی قشنگه ازش تعریف میکنی بعد مثلا بش میگی عوضی🤣

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ضعف های نویسندگیم چیه؟

بذار یه نویسنده ناب رو برات تگ کنم تا اگه تونیست سر فرصت بهت بگه..

خودتونم تاپیک های داستانشو حتما بخونین، کمک می کنه به پیشرفت قلم ادم😍😆


@شیرین_دلبر_خسرو‍ عزیزم ببخشید بی اجازه تگ می کنم اما یه نویسنده با قلم عااالی مثل خودتون پیدا کردم😍 


چنل رمانم تو روبیکا: @takyadgar_noval کورد کرمانج🫡خراسان شمالی🏡گیتاریست🎸 تکواندوکار🥋 موتور سوار🏍 عشق ماشین🫠{له هَه‌ر دَه‌ر کوردَه‌ک هَه‌یَه، ئَه‌و دَه‌را وارِه مَه‌یَه🙂✌} همدیگه و قومیت ها توهین نکنید. با تشکر🫡

اسی اولین باره می نویسی؟

اگه ادامه دادی و خواستی بذاری اینجا تگم کن😊

چنل رمانم تو روبیکا: @takyadgar_noval کورد کرمانج🫡خراسان شمالی🏡گیتاریست🎸 تکواندوکار🥋 موتور سوار🏍 عشق ماشین🫠{له هَه‌ر دَه‌ر کوردَه‌ک هَه‌یَه، ئَه‌و دَه‌را وارِه مَه‌یَه🙂✌} همدیگه و قومیت ها توهین نکنید. با تشکر🫡

خیلی زیباست اما بعضی جاها زیادی اغراق کردی و بعضی جا ها خیلی خودمونی کع این ایرادهاما این تضاد ب تصو ...

قربانت

باوا کلا اینا رابطه شون پیچیده اس تقصیر من نیی🤣

برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

بذار یه نویسنده ناب رو برات تگ کنم تا اگه تونیست سر فرصت بهت بگه..خودتونم تاپیک های داستانشو حتما بخ ...

نظر لطفتهه 

ممنون واسه معرفییییی فکر نمیکردم اینجا هم از این نویسنده خفنا داشته باشیمم❤️❤️

برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

نظر لطفتهه ممنون واسه معرفییییی فکر نمیکردم اینجا هم از این نویسنده خفنا داشته باشیمم❤️❤️

داریم اما منم همین یه دونه رو می شناسم فعلا🥲

خواهش میکنم❤️

چنل رمانم تو روبیکا: @takyadgar_noval کورد کرمانج🫡خراسان شمالی🏡گیتاریست🎸 تکواندوکار🥋 موتور سوار🏍 عشق ماشین🫠{له هَه‌ر دَه‌ر کوردَه‌ک هَه‌یَه، ئَه‌و دَه‌را وارِه مَه‌یَه🙂✌} همدیگه و قومیت ها توهین نکنید. با تشکر🫡

اگه واقعا نوشته خودته باید بگم خیلی خوبه ولی زیادی به توصیف پرداختی وحاشیه رفتی

ممنون که ایراد و گفتی 

اومم والا فک میکنم کم هم توصیف کردم🤣🤣

برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

اسی اولین باره می نویسی؟اگه ادامه دادی و خواستی بذاری اینجا تگم کن😊

آره اولین باره🤝

چشمم آبجی باعث افتخارعع


برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

داریم اما منم همین یه دونه رو می شناسم فعلا🥲خواهش میکنم❤️

جای نگرانی نیست خودمون استعداد همه رو کشف میکنیمم🎀🎀

برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

خوب بود۔ توصیفاتت زیاد بود ولی قشنگ بود

من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنهتیرم به خطا می‌رود اما به هدر، نه                           دل خون شده وصلم و لب‌های تو سرخ استسرخ است ولی سرخ‌تر از خون جگر، نه                      با هرکه توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!                      بدخلقم و بدعهد، زبان‌بازم و مغرورپشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟                      یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادیک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!
خوب بود۔ توصیفاتت زیاد بود ولی قشنگ بود

ممنان 

من کلا زیاد توصیف میکنم تا تصورش راحت تر بشهه

برای پیدا کردن جایی که نمیشه پیداش کرد، اول باید گم شد!..اگر غیر از این بود همه پیداش میکردن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792