2777
2789

بیاید شماهم بنویسید شاید تلنگری شد برای مادرای الان از جمله خودم 

ازدواج که کردم دو سه ماه بعد ش که رفتم خونه پدری خواهر کوچیکم رو بغل کردم ۴ ۵ سال تفاوت سنی داریم و مجردی خیلی با هم لج بودیم اینقدر مادرم اون بغل ما رو به سخره گرفت ک نقل مجالس کرد که دختر شوهر بدید سر عقل میاد هنوزم که هنوز خجالت میکشم به خواهرم محبت کنم از ترس تمسخر مادرم شاید دیگه تکرار هم نمیکرد اما تو ذهن من موند...

یکی دیگه هم بهم گفت همیشه جوری رفتار کن که خانواده شوهرت عین انگشتر دستت کنن از خالم میگفت که با سختی کنار اومده از عمم که با خانواده شوهر زندگی کرده و دم نزده اینقدر منم دست پایین گرفتم برای خانواده شوهر به امید انگشتر شدن که الان بیشتر پادری شدم ...به خاطر همین الان همیشه سعی میکنم اولویت عزت نفس دخترکم باشه تا خودخواهی دیگران...شما هم بگید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792