من یه بار مادر بزرگ پیر سگم
حرومزاده
جلو بقیه خیلی شدید تحقیرم کرد بغض کردم
فحش دادم به پدر و مادرش به داداشش و خواهر لعنتیش که تازه مرده بود
وای خون گریه میکرد هفته خواهرش نرفته بود هنوز
اینقدر صورتش رو کند که نگو
درسته بعدش از بابای عوضیم کتک خوردم ولی دیگه هیچوقت باهام حرف نزد تا مثل سگ سقط شد پدرسوخته نکبت