بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
خدایا هرکس هرچیزی برای من خواست اول همون چیزو به خودش بده🤲🏻 با بحث کردن با من نمیتونی عقاید و نظرات منو عوض کنی اگه دیدی تو بحثی جوابتو ندادم بدون در حدی نبودی که جوابتو بدم😏
او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
مزخرفه تعبیراش،مگر اینکه ازش بخوای از معبرای اسلامی کمک بگیره
او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
خواب دیدم اول کل شهر بارون میاد بعد دیدم یه حالت عسل از آسمون میریزه بعد دیدم آتیش میریزه بارون و کث ...
بگو چ زمان از سال بود،بارون چجوری بود،آسمون چ شکلی بود
او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
خواب دیدم یکی از اقواممون که یه دختر داره تو خوابم یه پسر خوشگل داره تعبیرش چیه؟
یه خبر تو راهه
او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
بگو چ زمان از سال بود،بارون چجوری بود،آسمون چ شکلی بود
ببین اصلا یادم نمیاد چه زمانی بود فقط دیدم اول بارون شد بعد یه چیز مثل عسل میریخت بعد شل و کثیف شد بعد آتیش میریخت پنج شنبه دم صبح دیدم ساعت ۶.۳۰ ۷ خوابیدم بعدش دیدم که جمعه حساب میشه تاریخش
او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
ببین اصلا یادم نمیاد چه زمانی بود فقط دیدم اول بارون شد بعد یه چیز مثل عسل میریخت بعد شل و کثیف شد ...
فکر می کنم قراره اتفاقای بدی بیوفتە و ناراحت کننده،تو زندگی خودت،مشکلات و گرفتاری
او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...