نمیتونن به خانوادشون یه انتقاد کوچیک یه حرف ساده بزنن... بعد زبونشون رو زن درازه ؟! حتما که میترسن از خانوادشون...ولی حتی وقتی اونها حضور هم ندارن حاضر نیستن یه سری چیزارو بیان کنن حتی اگه حق با اونا نباشه یا خواسته های به حقشون رو به زبون بیارن... بعد چندین سال زندگی هم انگار صاحب و مالک زندگیشون هم اون خانوادست نه خانواده ای که خودشون تشکیل دادن