شوهر منم بچه ننه هست. نمیگم ازدواجم کلا بد بود. اما یک وقتایی دوست داری با کسی همدلی کنی. شاید مادر دیگه ای بتونه قشنگ تر بهم بگه. مثلا بگه زندگی هیچوقت کامل نیست. تو خوبی که تا حالا این سختی تحمل کردی ما می فهمیم تو چی میگی. کمکی از دست ما برمیاد؟
میخوای هر وقت ناراحت بودی به ما زنگ بزنی و درد دل کنی؟ ما گوش میدیم.
میخوای با شوهرت بیای سفر؟ بیای شهرمون. خیلی وقته نیومدی. حتما خسته هم هستی.
چقدر احتیاج دارم اینو بشنوم.
دوست ندارم اینکه خواستگار نداشتم در دوده مجردی و احساس بد اینکه من به اندازه کافی خواهان نداشتم بهم بگن. اونم از زبون مادرم.