خواهرم از سال1402 با یه پسر دوست شد و ما تو شهر کوچیکیم شرایط جوریه نمیشه رفت دیت
ولی این همون اول کاری ده بار با پسره رفت دیت و سوار ماشین پسره و دور دور و این حرفا و ما نمی دونستیم تا دستش رو شد برا منو مادرم
اون موقع ۱۸سالش بود و کنکوری بعد رتبش ۱۰۰ هزار شد😞
مهر ۱۴۰۳استارت درس خوندن زد ولی یواشکی با پسره ارتباط داشت ولی منو مادرم مراقب رفت و آمدهاش بودیم تا ضربه نبینه البته جوری که خودش نفهمه🙂
از عید باهاش کات کرد
من فهمیدم ولی به روش نیاوردم
فقط محبت بعش میکردم براش کلی چیز میز میخریدم
کنکورشو خراب کرد نهاییا رو هم خراب🙂
الان دوباره متوجه شدم بهم برگشتن
بچه هااا کمکم کنید این آقا باعث شد خواهرم آینده علمیش نابود بشه و بهش وابسته بشه تو این سن😢
چجور به خواهرم بگم دست از سر این پسره برداره😢
معلوم نیست هدفشون چیه از این رابطه
سن هر دو کمه🙂
این وسط خواهرم بیشترین لطمه رو دید
کنکور فبول نشد اعتماد مامانم نسبت بهش از بین رفت از لحاظ روحی صدمه دید معتاد گوشی شد
ولی پسره کنکور قبول شد و برا خودش تفریح و عشق و حال