اگرنه اونو نفرین کنید
شوهرم بددل هست ولی ن دراین حد که جدیدا خودشو نشون داده
رفتیم مغازه وقتی اومدیم بیرون گفت مغازه دار نگاهت میکرد چندباراومد اینجا؟ یه جوری نگاهت میکرد انگار میشناختت
اصلا هنگ کردم دعوامون شد قهرکردم بعد دوروز باهاش صحبت کردم گفت تو بی بندوباری فلانی بیساری چادرسرت نمیکنی و.... الان ده روزه قهره بدون هیچ دلیل موجحی فقط بخاطر اینکه دیگری منونگاه کرده
خبلی ناراحتم نه راه پس دارم نه پیش برگردم کجا پیش همون پدرمادری که ازدستشون رو آوردم به ازدواج ازخداهم دلگیرم اینقدر پاک بودم اینقدر دعا نماز آخرش زندگیم شده این
یه زندگی پرتنش بدون امنیت باتوهین وتهمت وتحقیر
کاش میمردم همین امشب