2777
2789
عنوان

مادرشوهر الان بگه ناهار بیاین خونمون میرین

| مشاهده متن کامل بحث + 333 بازدید | 31 پست

من اگه ناهار نخورده بودم میرفتم

کلا راحتم

اما شوهرم نه

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟گیرم که می کشید گیرم که می برید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ 

همه چیزو بدید منفی نبینید شاید همون موقع دلتنگ شده همون موقع دوست داشته ک شما هم باشید سرسفرش

چون مامان خودم هر بار مهمون میاد زنداداشم و دعوت میکنه و میدونم دلیلش دوست داشتنه 

ولی مادرشوهر من تابحال ی بارم نگفته 

آقای سعدی چطوری یه عالم دردِ دوری و لانگ دیستنس رو تو این یه بیت جا دادی؟در طالع من نیست که نزدیک تو باشم می‌گویمت از دور دعا، گر برسانند.

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

برو خب چ اشکال دارع

خوب باید زودتر خبر میداد ناهار درست نکنم اونم وقتی میدونه دارم درس میخونم و وقت آشپزی ندارم 

حتی اگه مامان خودمم میبود ناراحت میشدم 

هنوز اگه مامانم بود قشنگ حرفمو میزدم ولی حیف به مادرشوهر نمیشه چیزی گفت 

اشتباه کرده یا نباید دعوت کرد یامودبانه باید دعوت کرد اینجوری انگار لحطه اخردیده غذا زیاده تصمیم گرف ...

آفرین منم قشنگ همین حس بهم دست داد 

اونم مادرشوهر منکه میدونم دستش به کم نیست 


خوب باید زودتر خبر میداد ناهار درست نکنم اونم وقتی میدونه دارم درس میخونم و وقت آشپزی ندارم حتی اگه ...

همین ک‌یادتونه خوبه...ولی باز خود دانی غذاتم بذار واسه فردا

فقط 3 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

من خواهرم عین تو فکر میکنه بارها شده مامانم بهش زنگ زده میگ چرا دیر زنگ میزنی ناهار درست کردم مامانم میگ بخدا قصد دعوت کردن نداشتم ی هو گفتم بگم شما هم بیایید ناهارتون باشه شب بخورید میگ نه و نمیاد ولی هروقت ب من می‌گفت میرفتم 

آقای سعدی چطوری یه عالم دردِ دوری و لانگ دیستنس رو تو این یه بیت جا دادی؟در طالع من نیست که نزدیک تو باشم می‌گویمت از دور دعا، گر برسانند.

بستگی داره برخورد هابه دیگش چجوریه باشه

اگه ادم باشه میرم

ولی اگه مادرشوهرمن بود نمیرفتم

چون حیون همیشه همبن کارو میکنه

اگه تونستم کمکت کنم یا خندرو رو لبات اوردم از ته دلت برای زندگیم خوشبختیو بخواه💔⚘ ممنون میشم.....بالاخره منم یه روزی میام تایپیک میزنم عکسه خونمو میزارم 🤗 میگم این همون خونه ایی که یه عمر ارزوشو داشتم یه سقفی واسه خودمون باشه.
ایندفه اینجوری کرد

یعنی برا این یه دفه انقد حساس شدید 

لابد غذایی که دوست داشتین درست کرده یا یه دفه دلش خواست شما هم باشید، غذاشم که آماده بود گفت زنگ بزنم بگم بیان 

احترام و همه چی به جا ولی سر همه چیز انقد ریز نشید 

حالا اگه همیشه اینجوری رفتار میکرد اره ولی اینجوری به نظرم سختگیری الکیه 

خانوادس دیگه، غریبه که نیست 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز