من خیلی آدم پستی بودم
در حد توانم سعی می کردم به بقیه کمک کنم
دوست نداشتم اطرافیانم دوستانم ناراحتی داشته باشن
وقتی اونا خوشحال بودن من هم خوشحال بودم
با ناراحتی اونا ناراحت می شدم
سعی می کردم محرم دلشون باشم
ولی
ولی یک روز تصمیم گرفتم پست نباشم
دل سوختن برا بقیه در واقع سوختن خودمه
اینکه به فکر کسی باشم خودم از زندگی عقب نمی افتم
نباید به جز خودم اولویتی داشته باشم
نباید کسایی که مثل تو در مورد رفاقت فکر نمی کنن رفیق بود
زندگی رو فقط برای خودم بخوام نه فقط دیگران
مهر من از دل اونها خارج و مهر اونا از دلم خارج شد
من دیگه آدم پستی نبودم چون بیشتر به فکر خودم بودم .