خواهرزاده مو نشون ما دادن و گفتن یا خودتون ببرین دفن کنین یا امضا کنید ما دفن میکنیم .. اون موقع انقدر شرایط روحی مون خراب بود که قبول نکردیم و خودشون دفن کردن حالا پشیمونیم که کاش خودمون تحویل میگرفتیم معلوم نیست طفل معصوم مون رو چجوری و کجا دفن کردن بمیرم براش ... خواهرمم هم به شدت بی قراره . خانمای مشهدی میدونید کجا و چجوری دفن میشن
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت جایت همیشه در دل من درد می کند 💔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حق داره اون مادر خود بچه یا خدااااااا تو نمیدونی چقدر سخته حاملگی ای خدا همش تو شکمت حسش کنی بعد بید ...
بعد درد اینجاس که روز قبلش میگفت دیگه فردا تو خونه مونه ... فردا روی این تخت خوابیده ... و موقعی که برگشت خونه وااااای نگم برات چه صحنه ای بود خدا نصیب دشمن هم نکنه ... وقتی کریر خالی برگشت وقتی ساک بیمارستان شو دست نخورده باز کردیم و دوباره چیدیم سرجاش ... وقتی زیر بغلشو گرفتیم از جلو اتاق بچه ردش کردیم بمیرم مگه این داغ فراموشش میشه
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت جایت همیشه در دل من درد می کند 💔
دقیقا انگار روزگار اون موقع ما رو داری تعریف میکنی آخ که چقدر اشک ریختیمدر اوج جوانی ناراحتی اعصاب ...
ببخشید یادت آوردم ... خودمم الان دارم اشک میریزم فقط همین آخر شبا میتونم تاپیک بزنم و یکم درد دل کنم قلبم داره میترکه از دیدن خواهرم تو این حال و روز... کاش سرنوشت ش انقدر تلخ نبود
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت جایت همیشه در دل من درد می کند 💔