2777
2789

من عروس خانواده ای شدم که یه غریبه ام ،جاریم دختر برادر مادرشوهرمه

مادرشوهرم‌یه مراسم گرفته ،من یه دوستی دارم که تو مراسماتشون خانواده همسرمو دعوت کردن من فقط به مادرشوهرم پیشنهاد دادم که دوستمو دعوت کنم خیلی رک به من گفت نه مهمون زیاده

ولی شب دیدم جاریم تلفنو دستش گرفته از همسایه و دوست و همکار و بامیل دور و نزدیک خودشو دعوت کرد

عمیقا دلم‌شکست و دیگه دوست ندارم خودمو خانواده ام تو اون مراسم شرکت کنیم و میخوام‌بگم من کاری برام پیش اومد دیگه نمیام

همچین رفتاری درست نیست...باهاشون حرف بزن بگو دلخوری

بگو دوستم یه نفر بود و به فلان دلیل دلم میخواست حضور داشته باشه

حرف نزنی و الکی نری خیلی بد میشه

💕 وقتی اذان رو میگن، خدا دِل دِل میزنه، واسه اینکه به دعوتش "بـله" بگی...روی خدا رو زمین ننداز...💕
همچین رفتاری درست نیست...باهاشون حرف بزن بگو دلخوریبگو دوستم یه نفر بود و به فلان دلیل دلم میخواست ح ...

همسرم‌دید ناراحتم هرجقدر پرسید گفتم‌مهم نیست بهش نگفتم ولی با اونم سرسنگینم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

همسرم‌دید ناراحتم هرجقدر پرسید گفتم‌مهم نیست بهش نگفتم ولی با اونم سرسنگینم

اشتباه کردی

حرف بزن باهاش خب اون اومده ببینه چرا ناراحتی

برو الان بگو بهش بعدم بگو خودم به مامانت هم میگم ناراحت شدم

اینبار گذشته ولی من ناراحت شدم و بهشونم میگم حتما

💕 وقتی اذان رو میگن، خدا دِل دِل میزنه، واسه اینکه به دعوتش "بـله" بگی...روی خدا رو زمین ننداز...💕
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792