سلام دوستان عزیزی که گفتید جزو گروه دوم روابط سمی از تاپیک های قبلی هستید.
این موضوع برای شماست.
میدونی رابطه ت سمی همستش و داری زجر می کشی ولی نمی تونی جدا شی.
به دلایل مختلف مثلا:
بچههات
وابستگیهات
ترس از تنهایی
نداشتن پشتوانه مالی
ترس از قضاوت خانواده ،دوست و فامیل یا جامعه
خستگی روحی
یا ممکنه هنوز ته دلت یه کم امید خوب شدن رابطه رو داری
و دلایل اینچنینی...
خوب حالا باید چیکار کنی؟
آیا باید به هر قیمتی شده و در سریعترین زمان از رابطه بیای بیرون و جدا بشی و مثلا از همسرت طلاق بگیری؟
نه
یادت باشه دوست عزیز:
این اولین کار نیست
تو اگه با قهر و دعوا و خشونت و ... از این رابطه بیای بیرون، چون هنوز با خودت آشتی نکردی و هنوز روی افکار و باورهای خودت، روی عزت نفس خودت، روی مشخص کردن و اولویت بندی ارزشهای خودت و انرژی خودت هنوز کار نکردی،
صد در صد دوباره به شکل دیگه و با آدم دیگه و در جای دیگه
( جایی که شاید اصلا فکرش رو هم نکنی و با آدمی که شاید اصلا باور نکنی که سمیه)
وارد یه رابطه ی سمی دیگه می شی.
طوری که می گی:
خدا پدر اون آدم قبلی رو بیامرزه، این آدم که دیگه روی اون رو توی نامردی و خیانت و ... روسفید کرد.
کار تو اینه که:
در همون رابطه، شروع کنی روی عزت نفس خودت، باورهات و افکارت نه در بیرون، بلکه در ضمیر ناخودآگاه خودت کار کنی و برنامه ریزی ضمیر ناخودآگهت رو نسبت به جذب چنین آدمهایی عوض کنی.
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
اگه می خوای با عقاب ها پرواز کنی، اول باید خودت عقاب باشی.
تو می تونی از طریق خوندن کتابها، مشاوره، مدیتیشن، خودهیپنوتیزم، هیپنوتیزم، ارتباط با آدمهای موفق، و ....
ضمیر ناخودآگاهت رو نسبت به کسب باورهای جدید برای یه رابطه ی سالم، بمباران انرژی مثبت کنی.
دیگ بحث رو طولانی تر نمی کنم
موفق باشی
با احترام