امروز شوهرم هی دلش دعوا میخواست. من هی دهنمو بستم و لال شدم هیچی نگفتم. گفت گمشو بیا نهارمو بده رفتم بهش نهار بدم یه چی گفت یه چی شنید و هولم داد زمین داشت خفم میکرد... بلند شدم اهمیت ندادم رفتم سفره رو بیارم بندازم که اومد پرتم کرد وسط هال و همه لباسامو ریخت بیرون از اتاق گفت من دیگه تو رو نمیخوام گمشو برو بیرون. میگفت من تو رو دیگه تو زندگیم نمیخوام من دیگه تحمل ندارم تو خونه من باشی من دیگه نمیخوام تو رو ببینم. بهش گفتم حتما یکی دیگه رو میخوای گفت آره.
از خونه پرتم کرد بیرون من رو آورد سرکوچه بابام اینا پیاده کرد رفت. اولین بارش نیست کتک میزنه و توهین میکنه. قبلاً پامو سوزونده و کبودم کرده ولی برای یکی دو سال پیشه ازش عکس دارم.
اگه اونا رو نشون بدم و شکایت کنم که از خونه پرتم کرده بیرون چی میشه؟ چیکار باید بکنم؟ بابام حمایتم میکنه. نمیخوام دیگه برگردم اون خونه چون بارها گفته دیگه منو نمیخواد من برای اینکه پسرعمومه لال شدم گفتم رابطه پدرامون به هم نخوره اما الان بابامم میگه رابطه برادری به دردش نمیخوره وقتی برادرش برادری نکرده... میگه میخوام ازش شکایت کنم اما فعلا صبر کردم ببینم چیکار میکنه چی میگه تا بعد اقدام کنم.