منم دیگه زندگیمو نمیخوام ، خیلی دوست دارم طلاق بگیرم و از این زندگی که به من فقط افسردگی هدیه داده خلاص بشم ، اما منم یه دختر یک ساله دارم و وقتی به چشماش نگاه میکنم ، وقتی خنده هاشو میبینم ، قلبم میگیره و میترسم از طلاق و آینده نامعلوم دخترم ، دلم براش میسوزه ...
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من با اینکه شرایطم خوب بود بچه ام بزرگه رفتم داد خواست طلاق دادم تو دفتر قضایی چنان از گریه عربده میزدم اومدم خونه تا غروب گریه کردم بعد پا شدم شام گذاشتم
عزیزم بچه یتیم بهتر از بچه طلاقه...طلاق الان خیلی زیاد شده تا ی مشکل کوچیک پیش میاد همه میرن سمت طلاق..طلاق اخرین راهه.بچها گناه دارن من زندگی خیلی بدی دارم تا پای جدا رفتم و برگشتم دوتا پسر دارم میسوزم و میسازم ت جوونی پیر شدم اما نمیتونم دلم نمیاد بچهامو ول کنم ن دل ماندن دارم ن پای رفتن...زندگی گل بلبل نیس پلی چ کنیم من بخاطر بچهام از خودم گذشتم....و دارم میگذرونم ...
من با اینکه شرایطم خوب بود بچه ام بزرگه رفتم داد خواست طلاق دادم تو دفتر قضایی چنان از گریه عربده می ...
ای جان عزیزم
گاهی میگم گور بابای جوونی و امید و انرژی که پای این زندگی گذاشتم ، گور بابای اون موقع هایی که از پیشرفت خودم زدم و شوهرمو از باتلاق کشیدم بیرون ، من الان فقط اون دختر سابق که کلی آرزو و انگیزه داشتو میخوام ، اما وقتی به این فکر میکنم که به دخترم نگاه ترحم آمیز کنن قلبم میگیره و میگم به خاطر دخترم فقط
عزیزم بچه یتیم بهتر از بچه طلاقه...طلاق الان خیلی زیاد شده تا ی مشکل کوچیک پیش میاد همه میرن سمت طلا ...
تک تک کلماتتو درک میکنم ، حتما توام این حالو داری که انگار یگی قلبتو گرفته تو مشتشو محکم داره فشار میده ، آنقدر مستاصلی که نه میتونی بشینی و نه میتونی بیایستی ، نه میتونی سکوت کنی و نه میتونی فریاد بزنی ، دلت میخواد روز ها و هفته ها و ماه ها فقط بشینی گریه کنی
ای جان عزیزم گاهی میگم گور بابای جوونی و امید و انرژی که پای این زندگی گذاشتم ، گور بابای اون موقع ه ...
من ک دیگ عمرمو کردم هرکی از ی دردی میناله چ کنیم ...این طفلیا کوچیکن ...گناه دارن ظلم میشه بخدا در حقشون..یکی از فامیلامون شوهره رفت زن گرفت این خودشو آویزون کرد اعدام کرد خودشو شوهره زنو گرفت بچه دار شد با خوشی داره زندگی میکنه ولی اون جهنمی شد دختر کوچولوش افتاده دست نامادری.....