بچها من تحت هر شرایطی از بحث و دعوا بدم میاد
عصری خواب خالمم دیدم ذهنم درگیر شد کلا حالم داغونه
من چندسال پیش یکی از پسر های فامیل دوست داشتم ارتباط مون باهم در حد چت کردن دو سه بار در سال بود و همین
من با دختر خالم همه چی درباره همین پسر فامیل می گفتم اونم گویا به خالم میگفته
و مامانم و خالم سره ی چیزی بحث شون شد خالم این بحث منو کشید وسط و میخواست ابرو مو ببره میگفت باهاش دوست بودی خداشاهده نبودم
الانم خیلی این موضوع آزارم میده بنطرتون برم شیرینی بخرم برم خونه شون بگم آشتی کنیم کینه هارو دور کنیم🥲🥲