یکم اشک تمساح ریخت گفت اینجوریه بهت نگفتم ترسیدممممم ازم جدا شی و شر و ور
موندم باهاش
ی هفته قبل خاستگاری مون یهنی بعد س سال از رابطه مون گندش با همون زن درومد خواهرش واسطه شون میشد تا این بره کاراشو انجام بده ماشینو تعمیر کنه و..
سه سال عمرم رفت
این مطلقه ها زود هم میرن سمت رابطه ج
کات کن برو با ی مجرد اینا ب اندازه کافی تروما تو زندگی متاهلیشون دیدن همخ رو سر تو پیاده میکنه
زنش شاغل بود شده بود تروما واسش منو نمیذاشت سر کار برم و....