کلاس هفتم اینا بودم به شدت جوگیر عاشق این بودم که از مدرسه تنها برمیگشتم خونه
یه روز یادمه انقد تو حال و هوای خودم بودم که با سر رفتم تو در شیشه ای یه مغازه😑😑😑😑
وای خیلی ضایع بود فک کنید موقعی که مدرسه ها تعطیل شده بود همه جا شلوغغغغ بعد دقیقا رو به روی همون مغازه چند تا پسر وایساده بودن اب شدم رفتم تو زمین
همه پشماشون ریخته بود فقط یادمه یکی هی بهم میگفت خوبی؟