چشم دیدنشو نداری و فلان....
بچه ها من کاری نکردم اصلا درمورد مادرش حرفی هم نزدم
فقط هیچکارش ندارم
ولی خب راستش ازش بدم میاد
بهم گفت ریا کن تظاهر کن مث همه آدما که دوسشون داری و فلان...
ولی خب من نمیتونم چون همینجوریشم دست از سر من برنمیدارن همش خونمن میگن خونه پسرمونه
حوصلشونم ندارم چون از من خوششون نمیاد چجوری تظاهر کنم
دفعه پیش اومدن چایی خوردیم مامانش پاشد استکانای خودشونو شست استکان منو ول کرد تو سینک رفت