دوستاننن
میدونم تا الان هزار بار تاپیک زدم راجبش
ولی احتیاج دارم واقعا چندتا خانوم بالغ (که البته شرایط منم درک بکنن و فقط به فکر مامانم نباشن) راهنماییم کنن
واقعا اگر به خودم باشه وقتی برمیگرده ، خودمو تیکه تیکه میکنم جلو چشاش و هیچوقت نمیتونم ببخشمش..
اینم بگم که مامانم چندماهه برا دکتر قلبش پاشده رفته سمنان(من تهرانم) و بنا به دلایلی نمیزاشتن من پیشش باشم
ولی از طرفی گوشی و همه چیشم ورداشته خاموش کرده و من تمام این مدت هییییچچچ دسترسی ای بهش نداشتم
الان چند روز دیگه قراره برگرده
و من حالم خیلی بده
فقط خدا میدونه تمام این چندماهو چجوری گذروندم و چجوری تحمل کردم
اینم بگم که من بشدت بهش وابستم برا همین حالم انقدر بده
تروخدا بگید جام بودید وقتی برمیگشت چیکار میکردید ، چی میگفتید و چه رفتاری داشتید.