2777
2789

داشتم میگفتم فلان کارو نکن یروز میمیرما. گف خب منم میمیرم همه ی روز میمیرن 

بعد این حرفش باعث شد دلم بگیره ک بعله قراره همه بمیرن شروع کردم زارررر زار گریه کردن😐😐 اون هی گف چیه چیشده  اون میخندید بلند بلند من زار زار گریه بعد من مودم اینجوری بود وسط گریه خنده اشو ک میدیدم یهو میخندیدم بعد شروع ب گریه 

اخرش گریم تموم شد شروع کردم قهقه خندیدن..  شوهرم خیلی ترسید گف دیوونه شدی بعد هی بسم الله بسم الله گف. گف پاشم لباسمو بپوشم(لخت بود فقط شورت ) بسم االله  گوشی دستش گرف با قهقه گفتم چیکار میکنییییی گف دارم میدم قران. بعد من نزاشتم یهو دیدم شروع کرد خودش قران حوندن 

بیچاره فکر جنی شدم🫠

ای خداااااااااااااااا از دست این بنده‌هات کجا فرار کنم؟ 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 ترسید ازت خب چه کاریه این رفتارای سم

خیلی وقتا اینطوری میشم. البتع تازخ ازدواج کردیم اولین بار بود اینطوی منو دید ترسید

ای خداااااااااااااااا از دست این بنده‌هات کجا فرار کنم؟ 

من از ۳ روز قبلش تمام دنیا واسم تیره تار میشه

«حسادت، زنگ خطر نیازهای نادیده‌گرفته‌شده‌ی ماست؛ نه گواه بدی ما، نه گواه بدی طرف مقابل، بلکه نشانی از بخش‌هایی درون ما که هنوز صدای کافی نداشتن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز