امیر سعید و کشت جسدشو از خونه بیرون برد و یه جایی خاک کرد عکس شیرین و امیر که امیر از خونه هما میآورد خونی شده بود شیرین میزه خونه هما تا به امیر بگه نزارن ببرتش تا نقاشی دید از امیر پرسید چیکار کردی امیر گف کسی نمیتونه تورو از من بگیره جمشید میخواد هما و بچه هاشو و شیرین و ببره خارج حوری نمی خواد بره عذاب وجدان گرفته بابت مرگ نادر آخرش هما و مریم و شیرین میرن خونه هما وسایل ببرن امیر دنبالشون میکنه که با شیرین حرف بزنه شیرین فرار میکنه میره سمت تظاهرات انقلاب موتور بهش میزنه طوریش نمیشه تو اون شلوغی ها سوار تاکسی میشه بر میگرده خونه آخر فیلم یه نامه برای خونه نجات میارن که گفتن برای شیرین نجات آوردیم هما تحویل میگیره ولی نمیدتش به شیرین ولی آخر فیلم همچی فلش بک میخوره عقب سعید همچی رو گفت بود ولی بد امیر و نگفته بود ولی صدای هما میومد معلوم بود نامه رو هما خونده بود