دیروز اولین تولد پسرخواهرشوهرم بود. برداشت بهش یک و نیم میلیون کادو داد. به بچه ی من تو تولدش هر سال چقدر کادو میده؟ ۲۰۰ تومن
اونجا هیچی نگفتم. شبش تو راه گفتم مامان از ما خوشت نمیاد به جهنم. نوه هاتون فردا از هم متنفر میشن. چرا انقدر فرق میزاری. برگشته میگه سر دخترم باید بلند میشد. مامان تو هم به تو میده دیگه. وظیفه ی مادر دختره. حسادت چیو میکنی؟ درضمن من خونه ی مفت دادم نشستید. فکر کن اجاره اس که نمیدی
اعصابم خورد شد. گفتم اون موقع که هی میرفتید میومدید در خونه ی بابام نمیگفتید اینطور چرتکه قراره بندازید. اگه اینطوره برای دخترتونم جهاز دادید. برای پسر کوچیکتون هم مغازه دادید.
اومدیم خونه دیدم زنگ زد شوهرم رفت پایین. اومد گفت مامانمو عصبانی کردی. میگه خوشتون نمیاد از اون خونه پاشید. گفتم برم تو جهنم زندگی کنم بهتره. الان شوهرم گیر داده برو بگو معذرت میخوام تمومش کن
میگه من تازه شرکتم رو زدم پول ندارم یه قرون برم خونه رهن کنم.
منم گفتم طلاق بگیرمم اینجا نمیمونم. بسه انقدر بی احترامی