دیشب خواب دیدم فصل ۴ اسکویید گیمه همه ی پلیرا تغییر کردن بازیشم اینجوری بود که توی یه محیط بزرگ بازی یه سرسره بادی بود من رفتم روش بعدش جلوش از جاش در اومد من رفتم روش بعدش رفتم توی یه اتاق که معاون فرانتمن(همون لباس سیاهه) با چندتا مرکب دیگه نشسته خیلی خنده دار بود من رفتم بهش گفتم سرسره اینجوریه بعدش خیلی خنده دار گفت ولش کن برو دیگه غر نزن(یه همچین چیزی)😂😂
بعدش مسابقه اول شروع شد شاید باورتون نشه ولی خوابم انقدر مسخره بود که از اون اتاق خارج شدیم و خونه ی خودم بود😂بعدش یه چیز کپسول مانند بزرگ میخواست بترکه همه ی بازیکنان سعی کردن قایم بشن من فقط چشمم سوخت😂😂
بازی دوم چندتا انبه دادن بهمون گفتن اینارو یه کاری کنین رشد کنن بدون اینکه بترکن😂
بعدش من با هم گروهیام رفتم تلوزیون خونمون از توی فیلیمو اون قسمتی که الان توش بودم جلوتر نگاه کردم و فهمیدم باید با ناز و عشق بهشون بورزیم😂😂😂
بعدشم مامانم اومد بیدارم کرد
دارم راستشو میگم بهتون
اکه حوصله هم ندارین بخونین😂