سرسام گرفتم از دست بچه های کوچه
کوچه ما بزرگه و پر از آپارتمان های بزرگ
از شانس هم نصفشون هم بچه کوچیک دارن
یعنی امروز که کله ظهر وقتی برق رفته بود و همه جا ساکت بود چنان عربده میزدن موقع بازی که سردرد گرفتم
الانم که ساعت۱۰ شبه بازم نمیرن خونشون فقطم بلدن داد بزنن
اگه بازی میکردن یه چیزی
فقط داد میزنن سر هم عربده میکشن چرت و پرت میگن
خانواده هاشونم بدتر از اونا
میخان بچه هاشونو صدا کنن عربده میکشن
یعنی تابستونا وضع هر روز صبح و شب ما همینه
هی میخام نفرین کنم باز زبونم نمیچرخه
ولی واقعا روانی شدم
ای کاش فقط بازی میکردن
ولی نمیدونم چه مرضی دارن فقط داد و بیداد میکنن
همشونم پسرن
فکرکنم اونایی که دختر دارن جرئت نمیکنن بفرستن کوچه با وجود اینا
از این متعجبم کسی هم صداش درنمیاد
من خودم یه خانوم ریزه میزه ام😅 برم اینا قورتم میدن
شوهرمم تا دیروقت سرکاره
الان بهش گفتم گفت الان میام جمعشون میکنم
حالا معلوم نیست تا اون میاد اینا باشن یا نه
زنگ بزنم پلیس فایده داره؟
خانواده هاشون قشنگ مشخصه پرتشون میکنن بیرون که خودشون راحت باشن
فقط موقع شام و ناهار و خواب به زور میبرنشون خونه