2777
2789
عنوان

داداشتون میدونه کی پریود میشید❓

| مشاهده متن کامل بحث + 2995 بازدید | 131 پست

اره از حالم مشخص بود دیگه 

زیاد سربه‌سرم میذاشتن میگفتم پریودم ول کنین 

اونا هم درک میکردن 


 چرا جملات سطحی‌تان را با «ما مرد‌ها با ما زنها»شروع میکنید؟لطفا کژی،کمبود های عاطفی و ایراداتتان را به پای کل جمعیت زنان یا مردان ننویسید.مثلا بگویید من زیاد دروغ میگویم نگویید ما مردها نمیتوانیم راست خیلی چیزها را بگوییم.یا بگویید من بداخلاقم نگویید ما زنها تمام پاییز خلقمان تنگ است... 

داداش خودم که ن دهه 60 هستیم و این چیزا تابو بود

ولی الان دوتا پسر دارم و یه دختر قطعا نمیزارم دخترم بخواد پناه کاری کنه و سختش باشه

از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌اش.(امام موسی صدر)                                                                            

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

 ولی اصلا بفهمه یا بدونه چرا دارید جوری رفتار میکنید انگار چیز بدیه و ادم جرم کرده اسی منظورم شما نیستید منظورم این کامنت هاست

پریود شدن طبیعی ترین چیز در دنیاست طبیعی ترین چیز و لعنت به اونی که رواج داد پریود خجالت داره فقط مامانت بدونه و اینا

هیچوقت بخاطر چیزی که خدا بهتون داده خجالت نکشید 

اصلا برادر و پدرتون باید بدونه که اون زمان شمارو درک کنه بیشتر ازتون مراقبت کنه حواسش بهتون باشه

من یادمه اولین بار برادرم متوجه شد دفع اول که پریود شدم

داداشم دیده بود لباسم خونیه فکر کنم ۱۴/۱۵ سالم بود

بعد ب مامانم گفت و اینا 

‏من تو زندگی هیچکس دائمی نیستم اما بهترین آدم موقتیم که میتونی ببینی

مگه چیز بدیه؟ اینکه نشون میده دختر بدنش اوکیه بده یا چیز جنسیه که تو بلوغه نباید بفهمه؟؟؟؟

نگفتم چیز بدیه ولی لزومی نمیبینم که بگم

ممکنه دچار بلوغ زودرس بشن

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
خب اینی که میگی مگه چیز جنسیه که بلوغ زودرس بگیره


نه چیز جنسی نیست ولی لزومی نداره بگم

حتی لباس زیرامم جمع میکنم تا حد امکان خجالت میکشم ببینه

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
مامانم میگه زشته ولی بنظر خودم چیز طبیعیه و موردی نداره بدونن

پسرا اخرش خودشون متوجه میشن دیر یا زود

ولی خب حالا بعضیا میگن بعضیا نمیگن دیگ

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792