خب اول بگم که من ۱۷ سالمه
مادرم، مادر ژنتیکیم نیست و من فرزندخوندشم.ولی خب فرقی نمیکنه بهرحال مادرمه
ولی گفتم اینم بگم که شاید یه بخشی از حساس بودنم مربوط به این مسئله باشه.
مامانم مدیر یه مدرسست،
و خب منم طبیعتا توی همون مدرسه درس میخونم.
مامانم کلا شخصیت خیلی مهربون و دلسوزی داره
و من مخالفتی با این مسئله ندارم
اما احساس میکنم بعضی وقتا زیاده روی میکنه
مثلا دست میکشه رو سر بچها( مثلا یبار دست کشید رو سر یه بچه ی کلاس هفتمی و من کل مدرسرو گزاشتم بخاطرش رو سرم جوری که بچهه رید به خودش)
یا مثلا یبار دیدم یکی از بچهای دوازدهمی که تازه یکسال از منم بزرگتره رو بغل کرده :/ و تا یه هفته سر این مسئله باهم دعوا داشتیم(البته یه هفته و چندسال، چون هنوزم هر ازگاهی بابتش دعوا میکنم باهاش..)
و از اون روز تاحالا مامانم خیلی سعی میکنه دیگه حدالامکان اینکارارو یا کارای مشابهشو انجام نده
ولی من بازم مدام حس بدی با یاداوری همون مسائل قبلی دارم
بعد از چندسال هنوزم راجبشون بحث میکنم باهاش
و انقدر حساسیت به خرج دادم که مامانم مدام از فشار عصبی بیمارستانه
تروخدا نیایید دعوام کنید و اینا
فقط بهم بگید که زیادی حساسم یا تاحدی طبیعیه این مسئله؟
من واقعا دوست ندارم بیشتر از این کشدار بشه این مسائل
بهم بگید چطوری فراموش کنم
و چطور کنار بیام با همچین چیزایی.
و اینم بگم که مامانم همه کس و کارمه
خیلی بیش از حد دوستش دارم
و شاید بخشی از حساسیتم ام بخاطر همین باشه.