من کلا قطع رابطه ام با دعوا کات کردیم
قشنگ مال من مثل زن دومه
هر روز میره مغازه پیشش بهش سر میزنه کلی میشینه باهاش حرف میزنه میدونه من عاشق بچه ام منه خر بهش گفته بودم دلم میخواد بعد عروسی زود بچه بیاریم همش بهش میگه وای الان توی این دوره زمونه کی میتونه مسئولیت زندگی یه بچه رو قبول کنه امیدجان تو نمیتونی مامان جان الان وقتش نیست بذار ده سال بگذره ببینین اصلا میتونین توی یه خونه زندگی کنین حالا من و شوهرم ۷ سال دوست بودیم دیگه بهتر از ما کی میتونست زندگی کنه
شوهرمم سادست میاد به من میگه
همش موقع رابطه با استرس میکشه بیرون حالم بد میشه خیلی وقتا گریه میکنم بعد رابطه چون قبل اینکه با مادرشوهرم کات کنم و این خبر ها نبود شوهرم اصلا اصلا جلوگیری نمیکرد من هم عاصی میشدم میگفت دوست دارم خوشم میاد قرص بخور متوجهی چی میکشم هر شب؟