بچه ها من مجردم یه چیزایی میبنم از خانواده شوهر میترسم
داداش دوستم ازدواج کرده ،داداشه مبگفته خاهرم خوشگل تر از زنمه
این دخترم ذوق مرگ که من خوشگل تر از عروسممون هستم
از اونور بچه مثلا مربض میشه مادر شوهر میشینه هی پشت سرش که اره بچه داری بلد نیست برا همین بچه مریض شد در حالب سرما خوردگی اکثرا به نگهداری بچه ربط نداره
از صب تا شب غیبت عروس میکنن
هی به پسره یاد اوری که تو خیلی بهتری،سرتری این دختره در حد تو نیست
نمیدونم عروسشون بده یا خوبه
ولی این رفتارای عجیب و غریب خیلی میترسونه من رو
چون دوستم ادم خوبیه خانواده خوبی داره ولی اخلاقشون در مقام خانواده شوهر کاملا تغییر میکنه و عین مار میشن خانوادگی