رفته بودم کلوپی ک همیشه میرم فیلم و سریال میریزم تو فلشم و اقاعه میشناخت منو..ی اقای تقریبا 27 28 ساله ک خیلی خوب و متینه..کارشو انجام میده و تا ب حال هیچ چیز ناشایستی ازش ندیدم..اخرای فلشم بود ک ی خانومه اهل بجنورد با دخترش اومده بود تا ی دی رو انتقال بده تو فلش...خانومه گفت چشموابروهات چقدر پر و قشنگه..هرجا بری مشخص میشه شما ذاتا شمالی هستی..از بس شماها زیبایین فلان
ی پسره دیگ ک منتظر بود گفت چه فایده وقتی ادم تنها باشه..من هیچی نگفتم یکم بعد گفت نظرت چیه؟
یهو اون اقا کلوپیه گفت ایشون از دوستان خوبه خانوادگی ما هستن و تو رابطه ب سر میبرن..بعد ب پسره لبخند زد