عمه هام و مادربزرگ پدریم اخلاقشون جوری هست که اگه بفهمن ما با ماشین خودمون مسافرت رفتیم ،ناراحت میشن از حسادت و رفتارشون با ما تغییر میکنه (مامانم این موضوع رو خوب میدونه و بارها تعریف کرده که چقدر عمه ام اذیتش کرده بخاطر ماشین)
بعد ما قرار بود با ماشین خودمون بریم سفر که بابام از یه حاج آقایی ک استخاره هاش خییلی درستن استخاره گرفت و حاج آقا گفت :(خوب نیست ،باهاتون خوب برخورد نمیکنن)
مامانم هی براش سوال بود که منظور حاج آقا از اینکه "خوب برخورد نمیکنن چیه"
منم گفتم مامان مگه نمیدونی منظورش مامان بزرگ و عمه ایناست دیگه
تااازه مامانم دوزاریش جا افتاد و گفت رااست میگی من چرا متوجه نشدم
الان به نظرتون این حرفی که من به مامانم زدم غیبت حساب میشه یا نه
پ.ن:مامان من خودش اخلاق عمه هامو میدونه و برامم تعریف کرده خیلی سال پیش بخاطر مسافرت رفتن عمه ام چقدر اذیتش کرده
ینی من عیب عمه ام رو آشکار نکردم فقط منظور استخاره رو گفتم
الان این غیبت حساب میشه یا نه؟
چون به لحاظ شرعی، عیبی که دیگران ازش باخبر باشن رو اگه مجددا بازگو کنی غیبت حساب نمیشه
ولی من میگم شاید غیبت کردم و ...