من ی دوستی دارم تازه چند ماهه عقد کرده بعد خونشون هم روبروی خونه ماست ما همیشه همه جا باهم بودیم باهم رفتیم دوستای دبیرستانمون دو هفته است میگن بریم بیرون همین دوست متاهلمم قرار بوده بیاد اما اصلا هیچی نمی گفت که میخواد بیاد تا شب قبلش بهش پیام دادم تو هم میای گفت آره میام بعد خونه خودشون هم بود هیچ تعارفی نکرد که بیا باهم بریم در حالی که همیشه که همه جا باهم رفتیم اونم میدونه من هیچکسو ندارم باهاش برم اما هیچی نگفت منم نگفتمش که باهم بریم دیگه بعد دیگه رفتم پیش بچه ها کلا چهل دقیقه بیشتر نموندم چون کسی نبود بیارتم میترسیدم به شب بخورم سریع بلند شدم اون موقع که بلند شدم حتی تعارف نکرد بیا باهم بریم این در حالیه که دوست صمیمیم بوده تقریبا هر وقت مشکلی داشته من حل کردم من که باهاش نمی رفتم اما می تونست ی تعارف کوچیک کنه